خط داستانی
این فیلم در کوههای بلند نروژ در دهه ۱۸۲۰ اتفاق میافتد، جایی که پدیدههای طبیعی مرموز نقش مهمی در داستان دارند. کنت فورمو جوان به کوهها رفته تا گوزن سفید بزرگ را شکار کند. او پنج روز را به شکار این گوزن میگذرانید، اما هرگز موفق به گرفتن آن نمیشود. ما تنش را تجربه میکنیم زمانی که تفنگ به سمت گوزن نشانه میرود و انگشتانش دور ماشه میپیچند، و ناامیدی را زمانی که گوزن پس از شلیک فرار میکند. کنت به تدریج خسته میشود و شروع به مخلوط کردن رویا و واقعیت میکند در حالی که قدرتش کاهش مییابد. دنیای خیالی به بخشی طبیعی از زندگی فردی که به طبیعتی قدرتمند مرتبط است، تبدیل میشود. بر اساس فیلمنامهای اصلی از اریک لوچن.