بی گناهان
Masoom
دی. کی. مالهوترا با همسرش ایندو و دو دختر مدرسه ای زندگی مرفه ای دارد. روزی تماس تلفنی می گیرد و پسری جوان به نام راحال را به خانه میآورد. ایندو از وجود راحال که فرزند او از زنی دیگر به نام بهانا است، شوکه میشود. راحال احساس می کند که ایندو او را دوست ندارد، هرچند پینی و مینّی به او گرمی نشان میدهند. در نهایت دی. کی. تصمیم میگیرد راحال را به مدرسه شبانه روزی در ناینیتال بفرستد و راحال با اکراه با این تصمیم موافقت میکند. وقتی راحال میخواهد مدارک مدرسه را آماده کند، درمییابد که دی. کی. پدر بیولوژیک اوست. تماشای بازتاب این کشف و ناپدید شدن او از خانه چه تأثیری بر دی. کی.، ایندو و دختران او دارد.