یاربانالا
Yerbamala
عیسی آندرهٔ جوان جنایتکاری است که تصمیم میگیرد یک کالسکهٔ ایستگاه را دزدید کند. در لحظهٔ دزدی درمییابد که این یکی از چندین کالسکهٔ گورنور فرانسیسکو کارِنیو است و بدون توجه به اندازهٔ اهمیت آن به دزدی ادامه میدهد، ناگهان عاشق میشود.