بیل رابینسون - فیلمشناسی
Biography
به گفته یکی از منابع رقص جاز، بیل «بوجانگلز» رابینسون محرک اصلی رقص تپ «روی انگشتان پا» بود. اشکال اولیه ضربه زدن، از جمله "باک و بال" آشنا، حاوی یک سبک کف پای صاف بود، در حالی که رابینسون روی توپ های پایش با سبک ضربه زدن که به او اجازه بداهه پردازی بیشتری می داد، اجرا می کرد. بدیهی است که او را مورد توجه قرار داد و مطمئناً او را به یک افسانه تبدیل کرد.
لوتر رابینسون در ریچموند ویرجینیا در 25 مه متولد شد.در سال 1878، او در دوران نوزادی یتیم شد و توسط یک مادربزرگ بزرگ شد. او زمانی که حرفه ای شد، نام برادرش بیل را برای خودش گرفت. برادر او نیز به نوبه خود نام پرسی را برگزید و بعداً یک درامر مشهور شد. بوژانگلس در سن 6 سالگی در باغهای آبجو به شرکتهای مسافرتی و تورهای وودویل پیوست و به آرامی در کلوپهای شبانه و کمدیهای موزیکال شهرت موفقی به دست آورد. او با تاکسی کالوی بارها در فامیل تیتر زدous Cotton Club در هارلم. صدای منحصربهفرد بوژانگلس از استفاده از شیرهای چوبی ناشی میشد و ادعای مستقیم او برای شهرت، خلق «رقص پلهای» معروف او بود، که شامل بالا و پایین زدن پلهها به سمت عقب و جلو بود. مخاطبان سیاه و سفید هر دو تحت تأثیر سبک و ظرافت او قرار گرفتند و پس از نابودی ودویل، او به راحتی استعدادهای خود را به برادوی منتقل کرد. لو لزلی، تهیه کننده سفیدپوست، «پرنده سیاهs of 1928، یک ریویوی کاملاً سیاه که به طور برجسته بیل و سایر استعدادهای موسیقی سیاهپوست را نمایش می دهد.
از آنجا به بعد این فیلم برای افراد قدیمی بود. در دهه 1930 استودیوهای مختلف استعداد ثبت اختراع او را در موزیکال های قدیمی خود در دوران افسردگی غصب کردند. در هر زمان که بودند، او معمولاً به عنوان یک ساقی یا خدمتکار انتخاب می شد. با این وجود، او از محبوبیت بینظیری برخوردار بود، بهویژه زمانی که با شرلی تمپل، شرلی تمپل، بازیگر شماره یک باکس آفیس، شریک شد. باونگل ها در چهار تا از وسایل نقلیه احساساتی شرلی به نمایش درآمدند: سرهنگ کوچولو (1935) (که در آن او "رقص پله" خود را با او بازسازی کرد)، کوچکترین شورشی (1935)، فقط در اطراف گوشه (1938) و ربکا از مزرعه سانی بروک (1938). علاوه بر این، او در طراحی رقص در یکی از فیلمهای دیگر او، فرورفتگیها (1936) کمک کرد. بیل در بیشتر موارد یک بازیکن تخصصی بود، اما هر از چند گاهی با بازی لنا وارد ماجرا می شد.به عنوان مثال علاقه هورنای به فیلم «یک مایلی از بهشت» (1937). بوژانگلس که هنوز در سن 60 سالگی قلبش را به جان میخرد، در «میکادو داغ» که بازسازی موسیقی جاز اپرت کلاسیک گیلبرت و سالیوان بود، به صحنه بازگشت. او که از یک بیماری مزمن قلبی رنج می برد، در اواسط دهه 40 سرعت خود را کاهش داد و در سال 1949 بر اثر بیماری قلبی در شهر نیویورک درگذشت.