Storyline
گا لانگ جوان که کارگر مزرعه است عاشق رستی میشود که از خانوادهای ثروتمند زاده شده است والدین رستی از عشق گا لانگ به دخترشان جلوگیری میکنند اما او برای پذیرش نکردن عشقش تصمیم میگیرد به کوه سنتسـرندیل برود تا شفابخشی بیابد با گذشت زمان زندگی گا لانگ با ثروت همراه است به شرطی که او هر از چند گاهی قربانیانی برای زندگی خود قربانی کند روزی دا سی می از مکان قربانی شدن دخترک دامادش باخبر میشود و گا لانگ به طور مخفی به خانهٔ پدر و مادرش میرود جایی که اتاق قربانیان پدر و مادرش را میبیند برای نجات رستی، هر دو تصمیم میگیرند به سِگورو سِوو بروند تا تبادل قربانی انجام دهند اما در هنگام ورود به این مکان به طور تصادفی با همدیگر ارتباطی نامشروع برقرار میکنند