Storyline
بکسنسکی مردی ملایم با ترس از عنکبوت است با وجود رویاهای جنسی شدید و عاشق نقاشی آثار دیستوپیایی است. او مردی خانواده دوستی است که بهترین ها را برای همسرش زوفیا، پسر نوروتیک توماش و مادران پیرشان میخواهد. نقاشی های روزانه اش با موسیقی کلاسیک به موفقیت می انجامد و او در هنر معاصر نامی پیدا می کند. زن کاتولیک خوب زوفیا سعی می کند خانواده را نگه دارد اما پسر ناراحت توماش با رفتارهای خشن و تهدیدهای خودمختار همراه با اوست. آن ها از این آرامش کوتاه مدت را تجربه می کنند هنگامی که او با زنان قرار می گذارد و به عنوان مجری رادیو و مترجم فیلم ها ظهور می کند و والدین نگران باید به طور مداوم مراقب باشند تا پسرشان به خود آسیب نرساند. اما بکسنسکی هرگز باور نمی کرد زندگی خانوادگی همیشه بهاری و آفتابی باشد. او هر چیزی را با دوربین محبوبش ثبت می کند و سرگشتگی بیست و هشت ساله او در قالب نقاشی ها، تجربه های نزدیک به مرگ، روندهای موسیقی رقص و عزاداری ها گسترش می یابد.