آخر تابستان بی پایان
Never Ending Summer
وقتی چن برای بودن با همسرش به ونکوور می آید، می فهمد که او در آغوش یک افسر محلی است و همچنین می فهمد که سند خانه اش به فروش رفته است. با تابوتی مبهوت به خیابان ها می رود و سرانجام به وسیله زنی سرسخت که خواهر دوست دبیرستانی چن است کمک می شود. دو نفر رابطه ای عجیبی را آغاز می کنند که گاهی با وجود روح دوست چن قطع و وصل می شود.