دختر خوش شانس
Lucky Girl
استفان گرگورویچ، پادشاه ناخواسته یک کشور ورشکسته در رووریتانیا، به همراه صدراعظم حقهباز و محافظی که به موسیقی علاقه دارد، به صورت ناشناس به لندن سفر میکنند تا کمی تفریح کنند. دعوتنامهای به یک مهمانی که توسط دوک هوگو برگزار میشود، به نظر میرسد که بهترین گزینه باشد، اما حضور دزدان جواهر در اطراف به زودی هرگونه ایدهای برای یک شب آرام را از بین میبرد!