پستمن
The Postman
سِوْتَاپ و آدم، پُستیِ محله، عاشق هم هستند. سِوْتَاپ تا ۳۰ سالگی مجرد ماند چون کسی او را دوست نداشت، بنابراین هنوز با ناوِسْیگی است و به آدِم بسنده کرده؛ اما شخصی هست که این عشق را مخالفت میکند: برادر بزرگترش لاتِیف، که در فرهنگ آلمانی پرورش یافته اما میتوان او را fool کامل توصیف کرد. روزی سِوْتَاپ و آدِم از دهان پدر سِوْتَاپ تلگرافی میفرستند تا او را قانع کنند که وضعیت را بپذیرد. پس از این تلگراف، آمادهسازیهای عروسی آغاز میشود. با این حال، در این مدت لاتِیف به طور دائمی از آلمان به ترکیه بازمیگردد و حقیقت دربارهٔ زوج برملا میشود. لاتِیف با هر قیمتی با ازدواج مخالفت میکند، حتی اگر به قیمت آسیب رساندن به آدِم باشد. بعداً، علیرغم تردیدهایش، ازدواج را میپذیرد و هر درخواست آدِم را برآورده میکند。