خط داستانی
محسن جوانی اصفهانی که بلیط بختآزمایی را برنده شده، در راه تهران چمدان خود را با چمدان رقصنده کاباره، نسرین، عوض میکند. نسرین با پول جایزه بلیط، کافهاش را گسترش میدهد. بعدها، محسن به طور تصادفی به کافه او سر میزند و نسرین به خوانندگی روی میآورد. نسرین قصد دارد با او ازدواج کند. اما محسن عاشق دختری به نام جمیلا است و بنابراین پیشنهاد نسرین را رد میکند. نسرین از روی حسادت مشکلاتی ایجاد میکند، اما در نهایت محسن به هدفش که ازدواج با جمیلا و شروع یک زندگی ساده است، میرسد.