خط داستانی
ویلی وست، پسربچهای کوچک، به خرگوش خانگیاش بسیار علاقهمند است. او ناراحت است زیرا هانک (خرگوش) به نظر میرسد که سلامتی قبلیاش را از دست داده است. وقتی ویلی سعی میکند از خانوادهاش کمک بگیرد، به سرعت متوجه میشود که زمان مناسبی را انتخاب نکرده است، زیرا پدرش خودش حال خوبی ندارد و هیچ همدردی برای خرگوشها ندارد. یک پزشک نیز دل رحم نیست. ویلی به داروخانه فرستاده میشود تا نسخهای برای پدرش پر کند و او تصمیم میگیرد ببیند آیا دارو میتواند خرگوش را درمان کند. برای پنهان کردن کار اشتباهش از والدینش، ویلی بطری را با آب پر میکند. در همین حین، داروساز متوجه میشود که اشتباه وحشتناکی کرده و سم را در دوز قرار داده است.