خط داستانی
ساعت ده صبح شنبه. گروهی از زنان و مردان سالمند صندلیهای پلاستیکی را به قبرستان ملی جبل زر میبرند و در سایهٔ درخت کاج پیر حلقه مینشینند تا مباحثی عمیق و متعالی را بحث کنند. برای بیش از دو دهه، آکادمی جبل زر نشستهای هفتگی خود را در این قبرستان برگزار کرده است. میان آرامگاههای شخصیتهای مقدس، آنها تاریخ فلسفهٔ نوین را میخوانند، شعر میخوانند، نهار میخورند و سرنوشت ملّی یهودیان را تعیین میکنند. کارگردان باک شمس به مدت پنج سال این «آکادمی» را دنبال میکند و بر دو زنِ بسیار متفاوت تمرکز دارد: مینیا، مادربزرگ کارگردان و لنا عمهٔ بزرگ او. فیلم رابطهٔ ناهموار و پرتنش این دو زن را که هر دو از دست دادن مرد موردعلاقهشان را تجربه کردهاند بررسی میکند و چگونه این تاریخ و سرنوشت آنها را به هم پیوند میدهد.