خط داستانی
پس از فوت همسرش، آنا سعی میکند زندگی جدیدی با فرزندانش پل و لورا در جزیره ساحلی آلمروم آغاز کند. یک مزرعه شترمرغ ایده هوشمند کسبوکار است که آینده خانوادهاش را تأمین میکند. برای جلب مشتریان به محصولاتش، او تخم شترمرغ را به رستورانهای نزدیک به خشکی میفرستد. اما اولین تحویل به فاجعه تبدیل میشود. شرکت حملونقل که خدمات فری برای رسیدن به خشکی را اداره میکند، تخمها را بیش از حد در آفتاب نگه داشت و همه تخمها فاسد شدند. خوشبینی آنا ضربه جدی میخورد و او نزدیک به ورشکستگی است. ماتیاس، وکیل و دوست خوب آنا، با تمام توان از او حمایت میکند در مبارزش با صاحب شرکت حمل و نقلی و کلاهبردار، رانتس. با توجه به توجه رسانهای گسترده و همراهی روزنامهنگار همدل، آنا وارد مبارزه با این دشمن تقریباً همهجانبه میشود تا رانتس را وادار به عقبنشینی کند.