کارخانه جنایت
Crime Factory
وقتی چیزی برای از دست دادن نداری، بخشندهای میشوی؛ اما وقتی چیزی برای از دست دادن داری، خودخواه میشوی. از ابتدای تاریخ، سه نیرویی که انسان از دست دادنشان ترس دارد و در نتیجه منجر به تعارضات، جنگها، فریب و جنایت میشود، قدرت، پول و زن هستند. همان فلسفه و عمل در زندگی گروهی از پنج پسر بیسرپرست به نامهای سلو، اجال، بیکرو، پاپو و بولبول تکرار میشود که در فقر شویی که به «کارخانه جنایت» نامیده میشود بزرگ شدهاند، به دلیل تعداد مجرمان که این محله پرورانده است. سادهترین مسیر برای بقا، مسیر جنایت است؛ از فروش ماریجوانا تا باجگیری، پولشویی و قتل.