در گمراهی
Astray
اوانتین که بازرگان بین المللی شراب در دهه پنجاه است تماس عجیبی از مسکو دریافت میکند بدون صدا فقط نفسی آرام او را متزلزل میکند او همه چیز را رها میکند تا به روسیه برود و زنی را که با شوق دوست میداشت و برای چهار سال به طور اسرارآمیزی ناپدید شده را بیابد