آزمون مادری
Die Mutprobe
بعد از شانزده سال، سابین به روستای خود بازمیگردد. مناسبت از همه برای مراسم بازنشانی است. او فقط میآید تا همان شب ویزای وین را برگرداند. او همچنین به لحاظ عاطفی با نامزد دوران کودکیاش لئونارد درگیر است. شادی دوبارهٔ آنها با ناپدید شدن دخترش ساییده میشود. رویدادها احساسی از یادآوری را در او برمیانگیزد. او از خودِ معلم سابق، پشتیبان بزرگ روستا، دکتر کُربِلر با خبر میشود که خودکشی کرده است. او مینویسد «کُربِلر به بچهها عشق دارد» روی یک یادداشت، که بهطور ناشناس به لئونارد میگذرد. دخترک با کُربِلر قبل از گم شدن آموزش دیده بود. سابین به وضوح دلیلی خوب برای ظن به پیرمرد بیگناه دارد