خط داستانی
اورلیو از پدرش شغل برنامه ریزی عروسی را به ارث برده است. او اداره خانوادگی را راه میاندازد و تمام زندگیاش را فدای هدفی کرده تا شادی بسازد. اکنون با بحران و جدایی در پشت سر، به تغییر رادیکالی نیاز دارد. او با سرنیا همکارش در عشق است و با او آرزو دارد زندگی جدیدی آغاز کند. اما پیش از رسیدن به آزادی، باید دو کار مهم انجام دهد: فروش «روز زیباترین روز» و قانع کردن سرنیا برای طلاق از جیوکائو که از دوران مدرسه برادرانه با او بوده است.