تعقیب همسر تو را گرفتم
Kejarlah Jodoh Kau Kutangkap
داستان با دیداری کوتاه میان آسپ و فرح آغاز می شود. آسپ که جوانی از روستای انداه پیسان است در همان نگاه اول عاشق فرح میشود، فرهی مدل اهل جاکارتا. با این حال ورود گروه عکاسان باعث اعتراض روستاییان میشود و خوشبختانه آسپ از خانوادههای سرشناس روستا بالاخره توانست فرح و دوستانش را از خشم اهالی نجات دهد. هیئت به خانه آسپ آورده میشود و آسپ با مادرش که تصمیم به ازدواج از پیش مقرر با دختری از روستا داشت، مواجه میشود. در نهایت آسپ تصمیم میگیرد فرح را مستقیم دنبال کند تا به جاکارتا برگردد. آسپ از خانه فرار کرده و به سمت جاکارتا میرود. از این داستان و اتفاقات بامزهای که ممکن است شما را به خنده بیاندازد، ارائه میشود.