خط داستانی
مکس تقریبا باور ندارد شانسش را: در خانه سالمندان، گروهی را یافته که به او اجازه عضویت می دهد! این گروه پیرترین و چروکیده ترین گروه جهان است اما این مسئله مهم نیست. او بهترین دوستانی را یافته که یک پسربچه ده ساله می تواند برایش آرزویش را داشته باشد: ورا، هورست و کیلیان. وقتی که گروه سعی می کند وضعیت مدرسه اش را بهبود بخشد، کار به عقب بر می خورد. هورست، مربی سابق باشگاه فوتبال بوندسلیگا، مکس را به چالشی ورزشی با معلم ورزش جاه طلب خود استو هل مقابل تیم مدرسه به شرطی که لارا و اول مقابل گروهی از پیرمردها به همراه مکس بازی کنند، دعوت می کند. و سپس قلعه تسخیر می شود و پرونده جدیدی آغاز می گردد...