قبلا آنجا زندگی می کردم
I Used to Live There
دن در حال از دست دادن بینایی است و مونا از رابطه ای طولانی جدا شده است. آن دو در استودیویی اجاره ای برای عکاسی کوتاه دور هم جمع می شوند؛ دن از او پرتره می گیرد و مونا برایش نانی می آورد.