خط داستانی
دو روایت مهاجرتی در قسمت نخست پس از فاجعه سد خاکبردار شهر زادگاه روستایی جوآنا به سائو پاولو می رود تا با خواهرش تانیه آشنا شود در میان گروهای همکارانش زندگی نوینی می سازد و رابطه با پسر کوچک خود یاد آور خاطرات قدیمی است در قسمت دوم پس از درگذشت پدر از همسرش مارا و دخترش فلیا به مزرعه می رفتند او با خانه متروکه ارتباطاتی فراتر از تصور می یابد و به حسی ماورایی در جنگل ها پی می برد