خط داستانی
شارورودرا لینگاایاه نامزد مجلس نمایندگی است که همراه دیرج در انتظار انتقام از پربهاکار با کشتن دخترش نیتیا است. او برای دیدن مزار مادر مرحومش به بنگلور می آید و در راه توسط گروه دیرج ربوده می شود. اگاستیا مکانیک خودروست که او را از گروه دیرج نجات می دهد و به خانه اش می برد تا از او محافظت کند، بر اساس توصیه دوست خانوادگی پربهاکار ویشا.