خط داستانی
ماهیگیر مهربان اما فقیر یک ماهی جادویی را صید میکند. ماهی از او میخواهد که او را آزاد کند و ادعا میکند که یک شاهزاده است. ماهیگیر او را آزاد میکند و همه چیز را به همسرش میگوید. همسر ماهیگیر سلطهجو و طماع است و از او میخواهد که برگردد و از ماهی بخواهد که یک آرزو برایشان برآورده کند. ماهیگیر هیچ آرزویی ندارد، بنابراین همسرش از او میخواهد که ماهی به آنها یک خانه زیباتر بدهد، که همان چیزی است که او میخواهد.