اینرتیا
Inertia
وقتی پنج زندانی در اتاقی محبوس می شوند و هیچ یک از آنها زبان مشترکی برای ارتباط ندارند، اوضاع با حضور قربانبری سنگی در مرکز اتاق شدت می یابد که درخواست قربانی می کند. اما با انتخاب یکی و از بین رفتن او، این ساکن جایگزین می شود و در زمانه ای آینده گزینه قربانی جدیدی باید انتخاب شود. در محیطی که قدرت برابر با حق است و انشقاق فراوان است، آیا هیچ یک از ساکنان اتاق راه رهایی پیدا می کند؟