فرشتهها هرگز گریه نمیکنند
Angels Never Cry
تنها چیزی که ترزا میخواهد نقاشی کردن است. متأسفانه، او در حال نابینا شدن است و فقط مسئله زمان است که دیگر هرگز نتواند یک بوم نقاشی را ببیند. همسرش اریک از او حمایت نمیکند و وضعیت ترزا ازدواج آنها را تحت فشار قرار میدهد. روزی ترزا با جیمز ملاقات میکند و او شیطانی جذاب است. او ترزا را مجذوب خود میکند و قبل از اینکه ترزا متوجه شود، آنها مرتکب خیانت شدهاند. جیمز او نیز یک هنرمند است و در نهایت ترزا کسی را دارد که میتواند او را درک کند. او برنامهریزی میکند تا اریک را ترک کرده و به جای او با جیمز باشد.