خط داستانی
زمانی که آلمانیها فرانسه را اشغال میکنند، ویکتور ۲۰ ساله است. جنگ، فرزند awaiting از آردنو، اثرات مثبتی از ناتاشا، روسهای تبعیدی و دوستی که او را به Jeannette پیوند داده است، عشق در نهایت، او را به زنی مبارز و شجاع تبدیل میکند. او به تجربهٔ شور و عشق بالغ میشود و با جیانی، روزنامهنگار، که برای آزادی زنان میجنگد، همراه میشود؛ اما جیانی روزی درمییابد که ویکتور هرگز انتظار Nicolas را ترک نخواهد کرد.