خط داستانی
شخصیت محلی ثروتمند و رفتاری با نفوذ به نام مالکوم وینفیلد در حالی که شب دیر وقت در پارک قدم میزد با همدستی رانالد همیلتون که قبلاً همان شب از کلوپ با او آشنا شده بود، مورد سرقت قرار میگیرد. همیلتون در این حمله آسیب ندیده است. کیف پول قربانی بعدها در خانهٔ_DELAY نامشخص) در خانهٔ کری و شارون کلارک پیدا میشود که درون یک پخشکنندهٔ موسیقی جاسازی شده بود. وینفیلد ادعا میکند کلارک و شارون کلارک در این شب به او حمله کردهاند. همیلتون نیز به ارتکاب همان جرم متهم است؛ دادستانی ادعا میکند او یک فاحشهٔ مرد است که با آگاه بودن از برنامهای برای اغوا کردن وینفیلد به پارک، در آن شرکت داوطلبانه کرد تا خانهٔ سابق همخانههایش بتوانند او را به سرقت ببرند. تمام متهمان این اتهامات را رد میکنند. کلارک و شارون کلارک معتقدند این یک اشتباه هویتی است - آنها فقط کیف پول را در پارک پیدا کردند و قصد داشتند فردا به پلیس تحویل دهند؛ همیلتون میگوید مجبور بوده به دیگران کمک کند تا در غیر این صورت شهوتیگریاش علنی میشد.