خط داستانی
در سرتاسر اقیانوس و در پادشاهی جزیرهای کوچک بارو، خدای باستانی نیو رانگا از خواب بیدار میشود. به صورت اسرارآمیزی به توکیو جلب میشود و سه خواهر زیبا—مینامی، اُشیو و یوئی—که بهطور ناخواسته با هیولا مرتبط هستند.
اما به جای فرش قرمز پهن کردن، ارتش سلاحها را به کار میگیرد و اوضاع بدجور رو به وخامت میرود. طرح ماجرا غلیظتر میشود: چرا نیو رانگا به توکیو کشانده میشود؟ آیا فرستادهای با هشداری برای بشریت است یا فقط پسری بزرگ است که دنبال یک تفریح خوش میگردد؟ و پشت چشمان اسرارآمیز رانگا چه چیز پنهان است؟