خط داستانی
در منطقه مرکزی توکیو، در ایکیبوکورو، در میان شایعات عجیب و هشدارهایی درباره باندهای ناشناس و ساکنان خطرناک، یک افسانه شهری بیشتر از بقیه به چشم میخورد—وجود یک "سوار سیاه" بیسر که گفته میشود در حال رانندگی با یک موتورسیکلت سیاه در خیابانهای شهر دیده میشود.
میکادو ریوگامینه همیشه آرزوی هیجان زندگی شهری را داشته و دعوتی از یک دوست دوران کودکی او را متقاعد میکند که به توکیو نقل مکان کند. دیدن سوار سیاه در اولین روزش در شهر، به نظر میرسد آرزوهایش برآورده شده است. اما با شروع حوادث ماورایی، شهروندان عادی مانند او و همچنین رنگارنگترین ساکنان ایکیبوکورو در همهمهای که در شهرشان به پا میشود، درگیر میشوند.