خط داستانی
صدها سال پیش، مرزهای بین جهانهای انسانها و یوکای موقتاً همپوشانی داشتند و این امر منجر به عبور بسیاری از ساکنان دو جهان به سمت دیگر شد. از آن زمان تا کنون، شهر ساکوراشین به مرکزی برای تمام امور بینبعدی تبدیل شده است— نتیجهای از وجود ستونهای مقدس هفتگانه که شهر را نوردهی میکنند و تلاش دفتر مشاوره زندگی هییزومی برای حفظ شادی ساکنان. این دفتر از هیمه یاریزاکورا، شهردار جوان؛ ساگِوری آو نا نامی، کسی که افکار دیگران را میخواند؛ کوتوها ایسون، نیمهیوکای که با گفتن واژهای هر چیزی را فرا میخواند؛ دو خواهر-برادر اوینی کیشی، کِیوشیکه و توکا؛ و مدیر دفتر آیینا هییزومی که توانایی خانوادگیاش برای بازگرداندن یوکای به جهانشان را به ارث برده است، تشکیل شده است.