خط داستانی
یک مادر تنها که سابقاً به عنوان مأمور اجرای خلافهای سازمانی فعالیت میکرد، ورونیکا روزی هدف دارویی خورده و توسط سردستهٔ جنایت دستچین شده بود تا یک شب با پادشاه مافیا، کلایو، سپری کند—بدون آنکه بداند فرزندی دختر به دنیا میآورد که بعدها به عنوان اهرمی برای جلب وفاداری او به کار برده میشود. سالها ورونیکا به دنبال فرزند دزدیدهشدهاش میگردد در حالی که کلایو به محتوای همان شب از پشت پرده زنانهٔ آن شب را بهطور مخفیانه جستوجو میکند. وقتی سرنوشت آنها را بهعنوان همسایهها دوباره به هم رساند و عشق شروع به رشد کند، حقیقت مدفون دوباره سربرمیآورد و ورونیکا را وادار میکند بین عدالت و مردی که بیخبر زندگی او را ویران کرده، یکی را انتخاب کند.