خط داستانی
نستیّا و اندرو اخیراً تصمیمی مهم گرفتهاند - آنها با هم زندگی مشترک را آغاز کردهاند و درمییابند که روابط قوی تنها عشق و رمانس نیستند، بلکه صبر هم میخواهد… صبری واقعاً زیاد! آنیا و پاشا مدتها پیش از این مرحله عبور کردهاند - آنها موفق شدهاند نام مشترک و فرزند کوچکی به دست آورند، اما خانهای برای خود ندارند. خوشبختی یک خانواده جوان تحت تأثیر پدر آنیا قرار میگیرد که هرگز نتوانست انتخاب دخترش را بپذیرد. دوستان اولیا و دیما نیز نمیتوانند تصمیم خود را بگیرند، که وقتی دوباره در همان تخت بیدار میشوند، نمیفهمند چه چیزی آنها را به هم گره میزند - عشق یا دوستی؟