خط داستانی
نارن، مردی منزوی و معنوی است که بیشتر اوقات خود را به کارهای اجتماعی میگذراند. پدر و مادر نگرانش او را به پوچا، دانشجوی دانشگاه، معرفی میکنند و او به طرز غیرمنتظرهای زندگیاش را دگرگون میکند. آن دو عاشق یکدیگر میشوند و باهم ازدواج میکنند، اما با دانستن وجود دشای (ناراحتی) در طالعبینی پوچا که میتواند نارن را به کام مرگ ببرد، او از او جدا میشود.