خط داستانی
داستانی دربارهٔ راویِ خاموشی است که در درونِ دیوارهای فراموششدهٔ یک خانهٔ ایستاده در لبهٔ زمان، به دنبال حقیقتی میگردد که از سایهها بیرون میزند. روایت با زبانِ ساده و صریح، از دغدغههای اخلاقیِ شاهدی که نه جرمِ بزرگ دارد و نه گناهِ کوچک؛ تنها وظیفهٔ او یادداشتِ حقیقتِ روزگار است. هر گرهٔ سردِ تاریخ که باز میشود، نورِ ناواضحِ خاطرهای را روشن میکند که تا آن لحظه به فراموشی سپرده شده بود. در پایان، روشن میشود که شاهدِ واقعیِ روایتِ ما کیست و چه چیزی از ما به جا میماند وقتی صدای خاموشِ زمان را بشنویم.