خط داستانی
این نمایش درباره خوانهو و میکیل، دو پسر نوجوان از بارسلونакон 1991 است که در دوستی و موسیقی سنگین پناهی در برابر دنیای کدر زندگیشان مییابند. خوانهو پسری آسماتییک است که تا اندازهای توسط خانوادهاش محافظت شده تا جایی که او را غرق کند. میکیل به خانوادگی با پدری غایب تعلق دارد. مادرش سعی میکند به تنهایی از پس زندگی برآید، اما همیشه موفق نمیشود. «سنگینها نُهانی» به اولین احساسات و آن لحظه حیاتی زندگی میپردازد که از کودکی به بزرگسالی میرویم. مجموعهای محبتآمیز و همراهبا مزه است که شور و هیجان ایجاد میکند و ما را دوباره به خاطر لحظات نوجوانی خودمان سوق میدهد.