خط داستانی
یک کودک ثروتمند و مغرور هویت و حافظهاش را پس از ربوده شدن توسط یک سازمان جنایی از دست داد. دوستپسرش که هیچوقت دنبال گمشدهاش را کنار نگذاشت، در نتیجه به پلیس تبدیل شد. سالها بعد، سلسلهای از جرمها آنها را دوباره به هم رساند، اگرچه بلافاصله همدیگر را تشخیص ندادند. اگرچه حالا غریبه بودند، مهارتهای مکملشان آنان را به همتیمیهای قدرتمندی در گروه وظیفه پلیس به نام «سپر سیاه» بدل کرد. هر چه رابطهشان به هم نزدیکتر میشد، گذشتهاش برایشان دوباره دهان میگشود و آنها را آزار میداد.